تبليغاتX
html> دختری از جنس خاک
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
ستیز....
خیلی وقته که ننوشتم.... این مدت روزای زیادی اومدن و رفتن و با خودشون خبرای زیادی رم آوردن و بردن.... هر روز و هر روز که می گذره بیشتر اطرافمو می فهمم و با کسایی که یه روزایی همه خاطراتم بودن بیشتر آشنا می شم و بعضی از این آشنایی ها چقدر تلخ.... اما باید باورش کنم چون هست....

بعضی وقتا راحت ترم که حرفامو در قالب شعر بزنم.... حالا ام اینطوریه....

 

سستی برای چیست؟

شاید میان شیارهای گرد و غبار گرفته مغزها

جا خوش نموده هنوز

موریانه های آشتی طلبی؟

اینگونه نیست اگر

دیگر چه جای این پا و آن پا کردن است؟

باید که دست به کار شد

گوری عمیق حفر کرد

برای آقای در حال احتضار اپورتونیسم

این مثل روز روشن است

کاینجا ضیافت هیاهو برای هیچ نیست

نیست اینجا مجلس ورد خوانی

یا پارلمان گند زده بورژوازی

ما ایستاده ایم

بر متن سهمناک ترین ستیز طبقاتی

پیروزی از آن کسی است

که می بالد

قانون ناگزیر جهان را می داند....

آنکس که می بالد

کیست جز اردوی بیشمار کار

آنکس که می داند

کیست جز نوشیده پیاله ای از آفتاب مارکسیسم

دیگر بس است رفقا

پایان دهید به کار گذرانی از روی بیخودی

آنجا

- چگونه بگویم -

لانه موشهای دشمن است

که بی وقفه می جوند

ریشه های آگاهی

مغز تمامشان بکوبید

با پتک مرگبار پرولتری

بهتر بگویم این کار گذرانی از روی بیخودی

چیست جز قبای نخ نمای

برای پنهان کردن لاشه بورژوازی

پس بی درنگ بسوزانیم

این ژنده قبای وصله ناجور را

با شعله های علم رهایی

دیگر بس است رفقا

پایان دهید به کارگذرانی از روی بیخودی

آیا شنیده اید قافله سالاری و چنین فتاده به گمراهی؟!

- تردید نیست این قافله

ره به منزل نمی برد

بیراهه می رود -

یا دیده اید پلنگی بدون پنجه و چنگال

شیری بدون دم و اشکم و بی یال؟!

پیداست این جانور

خری ایست

بیهوده پوشیده پوست شیر

رسوا شود چه بخواهد یا که نه

زود

یا که دیر....

باور کنید کمونیست

بدون رهنمون زنده عمل

وضعش بهتر از اینها که برشمردم نیست

بی پرده پوشی بگویم

او کار چاق کنی خرده بورژواست

بیهوده بر خود نهاده نام کمونیست

رو راست تر :

کار گذرانی از روی بیخودی

نیست جز فرمول آشتی طلبی

و من اگر که بودم خود گرگی

این آشتی طلبی را می دریدم رفقا....

 

پ.ن: فهمیدن بعضی چیزا متحیرت میکنه، واسه همین وقتی می خوایی واسه کسی اونا رو بگی باید جوری بگی که اونم مث تو متحیر شه!

 

 

|+| نوشته شده توسط نسیم در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 و ساعت 9:47 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar





Powered by WebGozar

<-ArchiveTitle->