| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
اگر آزادی سرودی می خواند...
این مطلب رو خیلی وقت پیش نوشتم، همون موقع که پلی تکنیک و علامه صدای اعتراضشون رو با تمام وجود فریاد زدن...
نمی دونم چرا الان دارم می ذارمش رو وبلاگم... شاید اشتباه می کنم... شاید تحلیلم در ست نباشه... مطمئن نیستم اصلاً... اما یه لجبازیه احمقانه میگه بذارش... اگه بعد خوندنش احساس کردین که لازمه فحش بدین حتماً اینکارو بکنین!!!!!!! اگه بتونین این احساسو بهم منتقل کنین که دری وری گفتم استقبال می کنم.... وای خل شدم... دارم جفنگ میگم همش... اَه!!!!
چندی است که شاهد فعالیت های تازه ای از سوی دولت در جامعه هستیم. فعالیت هایی که با نام طرح امنیت اجتماعی به میان جامعه آمد و آغاز به کار کرد. این طرح چند وجهی برنامه ای کاملاً منظم بود که اگر نیروهای اجرایی آن می توانستند آن را به درستی در جامعه پیاده کنند، دولت این تخمین را زده بود که می تواند طرحی باشد در راستای جلب اعتماد مردم که از این طریق امیدش را به عبور موفقیت آمیز اصولگرایان در انتخابات مجلس افزایش دهد. چهره آغازین این طرح مبارزه با بدحجابی بود که در اثر بی کفایتی های دولت تنها توانست فضای رعب و وحشت را در جامعه به همراه بیاورد و پس از مدتی نیز بوی گند حاکمیت فاسد ایران به مشامت می رسد که به بسیاری از زنان و دخترانی که در این طرح بازداشت شدند تجاوز شده و پس از گذشت 1 ماه از اجرای این طرح دولت ترجیح می دهد که تا فضاحت بیشتری به بار نیاورده طرح را وارد فاز جدیدی بکند که آن جمع آوری اشرار است! دولت این احتمال را می داد که فاز جدید طرح باید برای بسیاری از مردم مورد تایید باشد. بنابراین انعکاس این بخش از طرح امنیت اجتماعی با شدت و حدت بسیاری در صدا و سیما و سایت های اینترنتی جمهوری اسلامی تبلیغ شد. در حالی که جمهوری اسلامی این عمل را به وحشیانه ترین شکل ممکن انجام می داد و بخشی اعظم آن هم برای ابراز قدرت نمایی اش بود! در راستای اجرای فاز دوم طرح بود که حادثه 7تیر اتفاق افتاد. عکس ها به سرعت منتشر شد. ضرب و شتم یک دختر توسط نیروی انتظامی در میدان 7تیر به علت مبارزه با بدحجابی! این حادثه بسیاری از برنامه های دولت را متزلزل کرد و باعث شد که اندک اعتماد مردم به دولت اصولگرایان سلب شود. دیگر احتمالاً دولت متوجه شده بود که این طرح نمی تواند در راستای جلب اعتماد مردم و کسب رای آنها در انتخابات مجلس عمل کند و فضاحت های به بار آمده بسیار زیاد است! پس از این دولت دوره کوتاهی را نیز به فاز سوم این طرح اختصاص داد که با نام ممنوعیت استعمال دخانیات شناخته شد و دولت به سرعت این طرح را کمرنگ و کمرنگ تر کرد. به صورتی که اکنون تقریباً هیچ اثری از آن فعالیت های امر به معروف و نهی از منکر مآبانه رژیم را در جامعه نمی بینیم. دولت باید تمامی تلاشش را می کرد تا به مردم نشان دهد که می تواند از پس نیازهای آنان بر آید و اگر مردم به آنها اعتماد کنند و در انتخابات مجلس یه اصولگرایان رای دهند جامعه بهتری خواهند داشت! (نمود جامعه بهتر هم اکنون که اینان بر مسند قدرت اند هویداست! وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم گویای همه چیز است.) به همین دلیل بود که طرح سهمیه بندی سوخت مطرح شد. اما این بار دولت قصد دارد دیگر بی گدار به آب نزند و با نهایت فکر و درایت!!!! عمل کند. زیرا این طرح بسیار مهم و حساس است و اگر باز هم موجب نارضایتی مردم بشود عواقب خوشایندی را برای دولت به ارمغان نخواهد آورد. از سوی دیگر دولت باید در دانشگاهها که در واقع بخش نسبتاً مهمی از رای دهندگان را در خود جای داده نیز دارای نفوذ و جایگاهی شود! انتخابات انجمن اسلامی پلی تکنیک در حال برگزاری است. البته در سال گذشته مجوز انجمن اسلامی از سوی دانشگاه لغو شده است اما بنا به خواست خود دانشجویان این انتخابات بدون مجوز از سوی دانشگاه در آستانه برگزاری است. چرا که تشکل دانشجویی حق دانشجوست. اما ناگهان 4 نشریه در این دانشگاه منتشر می شود که گویا در آن به مقدسات آقایان توهین شده است. این حرکت اغتشاش و آشوب در دانشگاه از سوی طیف بسیج را در پی دارد که مدعی هستند این 4 نشریه از سوی نیروهای چپ و دگر اندیش جامعه و با قصد توهین به مقدسات به چاپ رسیده است! ( البته بسیج در هماهنگی کامل با دولت احمدی نژاد دست به این کار زد.) اندکی واقع بینی می تواند کاملاً روشن کند که این عمل برای هر یک از طرفین چه چیز را به ارمغان می آورد. دولت در پی جلب اعتماد است برای کسب رای در انتخابات مجلس و موضوع دیگر آنکه تا چندی دیگر پلی تکنیک انتخابات انجمن اسلامی خود را برگزار می کند و این برای دولت و دانشگاه پر خطر خواهد بود. چرا که آنگاه تریبونی خواهد شد در دست نیروهای دگر اندیش و آگاه برای انتقاد از عملکرد دولت اصولگرا و این در شرایطی که دولت در آن به سر می برد و بی کفایتی که از خود نشان داده است بسیار مضر خواهد بود و اصولاً این روش جمهوری اسلامی است که صدای مخالف را خفه کند... و وجود نیروهای دگر اندیش در زندانهای رژیم خود گویای این واقعیت است... آیین و مذهب مردم دستاویز بسیار خوبی است برای جلب حمایت آنها و ما شاهد آن بودیم که اخبار پلی تکنیک چگونه در شبکه های تلویزیونی جمهوری اسلامی بازتاب داده می شد و اخبار آن چگونه در رسانه ها منعکس می شد. در حالی که بسیاری از اخباری که به فاصله کوتاهی قبل از پلی تکنیک اتفاق افتاد با بایکوت خبری جمهوری اسلامی روبرو شدند. همانند وقایع تجمعات معلمان و یا سرکوب ها و حمله های وحشیانه جمهوری اسلامی به تجمعات کارگری در اول ماه می در کردستان و تهران و بازداشت و تحت تعقیب قرار دادن فعالین کارگری و... اما اخبار پلی تکنیک به سرعت منتشر می شد و در نهایت نیز با گفتن بی شرمانه دروغی مبنی بر گرفتن اعتراف از 8 دانشجوی بازداشتی پلی تکنیک به مردم اطمینان داده شد که دولت اصولگرا در مقابل اهانت و توهین به مقدسات مردم خواهد ایستاد! اما نکته جالب اینجاست که اگر این اعترافات از دانشجویان دربند که از نیروهای دگراندیش هستند گرفته شده، چرا پرونده آنها به دادگاه ارجاع نمی شود و ما هنوز دوستانمان را دربند می بینیم؟ چرا اساتیدی که برای ملاقات رفته بودند تنها با یکی از دانشجویان ملاقات کردند؟ بقیه در چه وضعیتی هستند که اساتید حتی قادر به ملاقات با آنها نیستند؟ جمهوری اسلامی چه بر سر رفقایمان آورده که حتی از نشان دادن آنها هم وحشت دارد؟ و این سوال در ذهن نگارنده مطرح می شود که چاپ این نشریات از سوی نیروهای دگراندیش چه دلیلی می تواند داشته باشد؟ این کار جز سرکوب بیشتر چه چیز را برای آنها به ارمغان می آورد؟ اما برای دولت می توانست اندکی امیدواری به برد در انتخابات را به ارمغان آورد و البته بوجود آوردن فضای اختناق و سرکوب در سایر دانشگاها و جلوگیری از برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشگاهها. چرا که انجمن بسیاری از دانشگاهها را لغو مجوز کردند. همانند دانشگاه علامه و رد انتخابات انجمن اسلامی دانشگاه تهران و چون پلی تکنیک اولین دانشگاهی بود که انتخابات در آن برگزار می شد، جلوگیری از برگزاری آن می توانست در دیگر دانشگاهها نیز باعث ترس و وحشت و در نتیجه سرکوب شود. اما این پرونده دولت با شکست روبور شد. چرا که هم در پلی تکنیک و هم در علامه انتخابات انجمن با موفقیت برگزار شد.... دولت برای برقرای فضای وحشت در جامعه راهکار طرح امنیت اجتماعی را اندیشید، مرحله به مرحله پیش رفت، بنزین سهمیه بندی شد، پلیس در پمپ بنزین ها مستقر شد، حالا دیگر چشمان مردم به برکت طرح امنیت اجتماعی به دیدن نیروهای سرکوبگر پلیس در جامعه عادت کرده بود، دانشجویان را زندانی می کنند، برای فعالین جنبش زنان احکام سنگین صادر می کنند، انسانها را تحت عنوان اراذل و اوباش به مرگ محکوم می کنند و اینگونه قدم به قدم پیش آمدند تا مردم را به اعماق دل وحشت هدایت کنند! اما روزی این ملت به پا می خیزد و کینه های امروزش رنگ خون به خود می گیرد و سرخی اش سیاهی اینان را بی اثر خواهد کرد...
|+| نوشته شده توسط نسیم در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 22:52 |
دعوت به همکاری
انتشار بولتن شمارهي يک «شوراي همکاري تشکلهاي و فعالين کارگري» «شوراي همکاري تشکلها و فعالين کارگري» با توجه به مسائل کلي جنبش کارگري که مباحثات مختلفي را درون اين شورا هم دامن زده است، در نظر دارد بولتن شمارهی يک خود را به عنوان بستري براي پيشبرد مباحثات کليدي و گرهگاههاي جنبش کارگري، با هدف رسيدن به راهکارهاي عملي مشخص در ميان فعالين طبقهي کارگر منتشر نمايد. لذا از تمام فعالين و صاحب نظران در مسائل کارگري تقاضا ميشود مقالات خود را، حول مباحث زير، تا تاريخ 20/ 5/ 86 به آدرس b.nazarat@gmail.com ارسال نمايند.
لازم به ذکر است مقالات بايستي در فرمت "DOC" و با نام شخصيت حقيقي ارائه شود. بديهي است با توجه به اهميتي که مباحث فوق دارد، بحث حول آنها تنها به شماره ي يک بولتن محدود نميگردد و در شمارههاي بعدي نيز قابل پيگيري است. ضمن اين که اين مباحثات ميتواند با بحثهاي ديگري که از سوي «شوراي همکاري تشکلها و فعالين کارگري» تعيين ميگردد، تکميل شود. تاريخ 20/5/ 86 که در بالا مشخص گرديده است صرفا در جهت تسريع در انتشار بولتن شمارهي يک ميباشد. هيئت تحريريهي شوراي همکاري تشکلها و فعالين کارگري
|+| نوشته شده توسط نسیم در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 12:10 |
قدرت نمایی فاشیستی رژیم ...
ما نوشتیم و گریستیم ما خنده کنان به رقص برخاستیم مانعره زنان از سر جان گذشتیم... کس را پروای ما نبود. در دور دست مردی را به دار آویختند کسی به تماشا سر بر نداشت ما نشستیم و گریستیم ما با فریادی از قالب خود بر آمدیم...
این پست رو می خواستم دیشب بعد از شنیدن اخبار ساعت ۹ جمهوری اسلامی تو وبلاگم بنویسم اما به امروز کشید... دیشب تو اخبار سرتاسر دروغ و سانسور جمهوری اسلامی یه خبری اعلام شد که بعد از پخش اون تنها احساسی که پیدا کردم عصبانیت مفرط از رژیمی بود که تنها قصدش از پخش اخبار فریب مردمه... ۱۲ نفر از اراذل و اوباش دیردز در ساعت ۱۲ ظهر اعدام شدند! قدرت نمایی پوسیده ی این رژیم فاشیستی تو رسانه هاش بوق و کرنا شد و گوش فلک رو کر کرد!!!! جرم این افراد عمدتاً خرید و فروش یا حمل مواد مخدر بود! والبته برای بعضی هاشون هم ایجاد مزاحمت برای نوامیس مردم و تجاوز! مجازات این جرائم اعدام شده به تازگی!متحیرم که رژیمی که انقدر به فکر مردمه و به خاطر راحتی اونا مثه آب خوردن آدم می کشه چرا تو اخبارش اعلام نمی کنه اون ۲۶ دانشجویی رو که الان دارن تو بازداشگاههای این زالوهایی که خون ملت رو می مکند شکنجه میشن، چرا نمیگه که مدت هاست محمود صالحی رو با بدترین وضعیت جسمانی تو زندان نگه داشته؟ چرا نمیگه که تا حالا چند بار نجیبه رو تهدید کرده که محمود رو از بین می بره؟ چرا نمی گه اسالو الان کجاش؟ چرا حکم اسالو رو تو اخبارش اعلام نمی کنه؟ چرا نمی گه هفته پیش یک کارگر رفت زیر دستگاه پرس و مرد؟ چرا آمار سوانح کار رو توی رسانه هاش اعلام نمی کنه؟ چرا نمی گه تو این طرح امنیت اجتماعی اش به چند تا دختر تجاوز کرده؟ چرا نمی گه چرا جلوی ورود مواد مخدر رو نمی گیره؟ یعنی رژیمی با این همه اقتدار!!! که به این راحتی حکم اعدام صادر می کنه نمی تونه مانع ورود مواد مخدر به کشور بشه؟ یا خودش داره از این راه نون می خوره و هزار کار دیگه می کنه؟ چرا نمی گه واسه سینای ۱۹ ساله حکم اعدام صادر کرده؟ این کار جز قدرت نمایی و نشون دادن این که آهای آهای ببینین ما هنوز می تونیم آدم بکشیم! ما هنوز دستمون به خون این ملت آغشته اس چه چیز دیگه ای رو می خواد نشون بده؟ واقعاً اعدام راه حل درست و منطقی برای برخورد با اینگونه جرائمه؟ وقتی خبرنگار رژیم از یکی از این ۱۲ نفر پرسید آخر مواد مخدر چیه و اون خیلی سرد و ساده گفت هیچی! خبرنگار عصبانی شد و گفت هیچی که نمی شه این همه چیز اینجاست الان! و بهش می گفت بگو بگو آخرش اعدامه بگو! آره حتی تو لحظه مرگشون هم نذاشت حرفی که پخش می شه حرف خودشون باشه. باید حرف میذاشت تو دهنشون! آخه قرار بود آئینه ی عبرت باشن! آخه آخر مواد مخدر اعدام نیست. مجازات این جرم اعدام نیست. این مجازات تنها برای قدرت نمایی بود. همین و بس... باید ایستاد و قدرت نخ نما شده را به تفی آغشته به تباهی میهمان کرد...
اکنون کدامیک ز شما بیدار می مانید در بستر خشونت نومیدی در بستر فشرده دلتنگی در بستر تفکر پر درد رازتان تا یاد آن که خشم و جسارت بود بدرخشاند تا دیرگاه شعله ی آتش را در چشم بازتان؟
|+| نوشته شده توسط نسیم در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 14:7 |
|
درباره وبلاگ
![]() بی پروا زندگی را فریاد کردم...
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387آذر 1386 آبان 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 آرشيو موضوعی
رنجنامهخاوران پيوندهای روزانه
برابریآوای دیگر کمیته اقدام کارگری آوای دانشگاه زنستان کانون هستیا فروغ فرخزاد شاملو آرشيو پیوندها پيوندها
سامرند صالحی(پسر محمود صالحی)حمایت از محمود صالحی کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر سلام دموکرات سلام سوسیالیم اتحادیه جوانان سوسیالیست انقلابی خبرنامه فعالین دانشگاه مازندران انترناسیونال است نجات انسانها مطالعات فرهنگی رادیکال دانشگاه و کوی دانشگاه آرشیو مارکسیست ها گنج ما در کنج زندان کمونیست دوره گرد کمونیست انقلابی علیه درد مشترک منتقد کمونیست آوای پلی تکنیک آزادی پلی تکنیک بچه های علامه انقلاب پرولتری عروسک کوکی عسل نگاشت بینش رادیکال عمو کیوان سیاهکل نقد حال !به پیش بافنده چپ نو جادی خاك بازگفتن atheist آرت کالت شدیداً پتک کارگر صدای فردا ساز مخالف بلاگ آزاد همسنگر میلیتانت جهان دیگری ممکن است حوا زیر درخت سیب رویای توپچی وارونه قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |